ضرب المثلها و گویش های محلی جزیره قشم

ضربالمثلها
ـ ”آب تا کرا، فرزند زير پا!“
اين ضربالمثل را درباره فردى مىگويند که درحال غرق شدن است و آب تا زير گلوى او را گرفته است و فرزندى را که در بغل يا به دوش دارد رها مىکند.
ـ ”از شتر دور بخواب، خواب خوش بکن“
ـ ” بگو با دار تا بشنود ديوار“ (به در بگو تا ديوار گوش کند).
ـ ”باران چه کند به ويرانه“
ـ ”تا کور تماشا اکن، عيش تمامند“ (تا يک کور نابينا بخواهد بفهمد چه خبر است، تماشا کند، عروسى بهپايان مىرسد).
(هرگاه از آدم تنبل کارى بخواهند و تا او از جاى خود بلند شود آن وقت، کار از کار گذشته باشد، اين ضربالمثل را درباره او بهزبان مىآورند).
ـ ”خيار از دو گرگه، پيدان، گندم از سروهوش“
يعنى: بوته خربزه و خيار وقتى دو برگ مىشود و گندم از خوشهاش معلوم مىشود که محصول آن خوب خواهد شد يا نه. اين ضربالمثل را وقتى مىگويند که مىخواهند درباره آينده کودک يا چيزى يا کسى صحبت کنند.
ـ ”دشتى چه ادن از حال کشتى!“
يعنى: کسى که در دشت و بيابان بوده است چه اطلاعاتى از وضع کشتى و دريا دارد.
(اين مثال را درباره کسى مىگويند که در يک کار تجربه نداشته و در آن کار دخالت مىکند).
ـ ”درخت بگين و سايه طلب“
يعنى: درخت را نگاه کن و آنگاه انتظار سايه داشته باش.
(هرگاه از شخصى کارى بخواهند و آن فرد قادر به انجام دادن آن نباشد، اين مثل را گويند.)
ـ ”سايه به بن مىرود و دختر به مادر“
ـ ”مسجد نبسته، کورن نشسته!“
يعنى: هنوز مسجد را نساختهاند، کورها براى گدايى نشستهاند.
ـ ”هر که شاه، ما رعيت!“
ـ ”همه ماهها خطر داره، ولى بدنامى صفر داره“
ـ ”هر چه آدم بالاتر رود محکمتر به زمين خورد“
ـ هر جا که نن، کچلن بن پنن“
يعنى: هر جا که نان هست، کچلان منتظرند.
(اين مثل را، در هر کارى که سود آن زياد باشد و مردم با اشتياق به طرف آن بروند، مىگويند.)
ـ ”هر جا که هاشن، کچلن فراشن!“
يعنى هر جا که آسياب آرد است، فرصتطلبها را در آنجا پيدا مىشوند.
(در وقتى که افراد ناخوانده، خود را در هر کارى شريک مىسازند، گفته مىشود).
ـ ”يک ماى خراب، صد ماى خوب خراب کن“
يعنى: يک ماهى فاسد و خراب، صد مايه خوب را فاسد مىکند.
(هرگاه يک فرد فاسد جامعهاى را به فساد بکشاند، اين مثل را مىزنند).