روستاهای جزیره (رمچاه)

بازدیدکنندگان ارجمند و گرامی این بخش به منظور شناساندن روستای رمچاه اختصاص دارد چنانچه تصویر یا دستنوشته ای با محوریت ذیل در اختیار دارید برای انعکاس با ما در میان بگذارید
اداب و رسوم.عقاید و باورها.مناطق دیدنی.غذای سنتی.درمان سنتی.بازیهای سنتی.مشاهیر و بزرگان.پوشاک سنتی.گویش و لهجه و اصطلاحات محلی.گیاهان و حیوانات محلی و خلاصه هر آنچه که روستای رمچاه را بهتر بشناساند .
روش ارسال ۱. از طریق نظر دهی در پایان مطلب ۲. از طریق ایمیل ashna_20a@yahoo.com
ضمنا ۰۹۱۲۲۵۳۶۸۹۷ شماره تماس میباشد
جهت مطالعه در مورد رمچاه به منابع ذیل مراجعه فرمایید
http://ramchahonline.persianblog.ir/
روستاي رمچاه در ضلع جنوب شرقي جزيره ي قشم در 4 كيلو متري ساحل جنوبي با فاصله اي 17 كيلومتري منتهي اليه شرقي جزيره كه شهرستان قشم مي باشد قرار دارد و با فاصله اي 4 كيلومتري از ساحل دريا و 5 كيلومتري شهر تاريخي خربس مي باشد. داراي دو جاده ي آسفالته ي ارتباطي بوده و با فاصله ي 9 كيلومتري جاده ي روستايي به جاده ي اصلي قشم- باسعيدو و محل تقاطع روستاي هلر متصل گرديده است و جاده ي دوم با فاصله اي 4 كيلومتري جاده ي آسفالته ساحل جنوبي تقاطع صيدگاه رمچاه (موج شكن متصل گرديده است) كه همه ي آنها اهل تسنن و پيرو مذهب امام شافعي مي باشند .
رمچاه داراي 7 مسجد كه 6 مسجد در محله ي قديم و يك مسجد در محله ي جديد رمچاه طال خرگان قرار دارد . مسجد جامع از قديمي ترين مساجد اين روستا محسوب مي شود كه بارها تغيير، مرمت و تجديد بنا گرديده است و تاريخي كه موجود است ، در سال 1100 ه.ق. توسط محمد علي ملا مبارك بنيان و تجديد بنا گرديده است.
اما براي اينكه بدانيم محمد علي ملا مبارك چه كسی بوده بايد برگرديم با زندگي ملا مبارك. در سال هاي 940 ه.ق. از عمانات به جزيره ي قشم و به منطقه ي زير كوه آمده و از اهالي همانمنطقه زني اختبار مي كند كه حاصل اين ازدواج سه فرزند به نام هاي خلف ملا مبارك، علي ملا مبارك و عبدالكريم ملا مبارك بود. خلف داراي فرزندي به نام عبدا... و عبدا... فرزندي به نام محد و احمد كه نتيجه هاي آنها در رمچاه بوده و زندگي مي كنند. علي نيز داراي فرزندي به نام محمد بوده است. عبدا... خلف همان كسي است كه بركه (آب انبار) بركه خلف را احياء نمود كه تا به حال موجود است و ممحمد علي ملا مبارك همان كسي است كه مسجد جامع رمچاه را احداث نمود و مجدداً در سال 1346 ه.ق. توسط الحاج علي لافتي درگهاني و الحاج يونس الشاكري القشمي به معماري استاد قنبر قشمي به مبلغ 1200 ريال تجديد بنا شده است و در سال 1406 ه.ق. توسط حاج شيخ علي رضواني رمچاهي تجديد بنا و توسعه داده شده است. معمار اين بنا الحاج محمد صالح استاد معروف رمچاه و حاج حسين و محمد تقي مرادي كه يكي از معماران معروف باستاني اصفهان مي باشد احداث گرديده است.
بچه ها با ترتيب خاصي دو طرف زنبيل را گرفته و در حالي كه زنبيل را مثل يك تخت روان حركت ميدهند با صداي بلند اين عبارت را مي خوانند:
كندو پا نداره، خيرش بكن به كندو، تا كندو پا بگيره، كندو پا نداره، خيرش بكن…
بعد با همان تشريفات زنبيل را به درب خانههاي ديگر ميبرند و عبارات بالا را دسته جمعي ميخوانند و اين كار در حدود دو ساعت طول ميكشد، در خاتمه مراسم دوباره زنبيل محتوي بچه را به خانه پدر و مادر طفل برگردانيده و بچه را تحويل ميدهند.
اهالي عقيده دارند كه بعد از انجام چنين مراسمي، طفل پا ميگيرد و راه ميافتد، اين مراسم از قديم تا حال در قشم مرسوم است.
زنون رمچاهی مانند زنان ديگر جزيره اون و بنادر جنوبي * بخصوص در گذشته* كمته نه
كوچه و خيابون ديده ابن و غايه در هوندن از خونه بركه شوزدن تا صورتشون از نامحرم
پوشيده بشه * كه امروزه اي سنت از ياد نرفتن و كم رنگ بودن ..
بركه انواع مختلف
ايشه بعضي گپن و پهن كه تمام صورت اپوشونه و دوتا سوراخ قسمت چشم وجود ايشه ولي
مابقي مدلون باريك ته بودن و روي ابرو و قسمتي از صورت اپوشونه
و براي پوشش سر
خو از پارچه توري به نام جلويل استفاده اكنن و بَرو اون چادر اپوشن
براي دوختن
شلوار هم از پارچه زخيم استفاده ابوت و قسمت بالاي شلوار گشاد وا پاينش تنگ و چسپون
ادوزن و بخاطر زيباييش در قسمت پايينش از نوارون بافته شده از خوس و كاموا (شك و
زري) كه براق همن هستن استفاده اكنن
لباس مردون رمچاه هم مثل مابقي خليجيون
پيراهن بلندن كه بشتر وقتون هم سفيدن
اي پيراهن تا قوزك پا اپوشونه و لباسي
كاملا يك دست و آزادن و زير اون هم لونگ ابندن و روي سر خو كلاهي طوري اپوشن
۱-هَشت پا و دو سَر زمین اَکُنت زیر و زِبَر(معنی:هشت پا و دو سر زمین می
کند زیر و بالا)جواب:شخم زدن با دو تا گاو
۲-شش پا و دو سر دُمیش نه
کمر(معنی:هشت پا دارد و دو سر دمش وسط کمر)جواب:ترازو
۳-نَه اون نین نَه ای
نین نَه هفت در آسَمون نین نَه پُتینگ پیرزنون نین(معنی:نه اونجا هست نه اینجا نه
در آسمان و نه در بقچه پیرزن)جواب:شیر گاو نر و تخم خروس
۴-سری الماس بُنی
الماس زَبُن تُرکی خدا مُشناس(معنی:سرش برنده بنش برنده زبان محلی نمی داند خدا را
نمی شناسد)جواب:تفنگ
۵-ای پِل تخته اون پِل تخته میون تخته کُوندُرُک
بسته(معنی:این طرف تخته است اون طرف تخته وسط تخته جویدنی نرم است)جواب:گردو
۶-دست نَه چهمی بُکُن لو خو واز اَکُنت(معنی:دست در چشم آن میکنی دهان خود
را باز می کند)جواب:قیچی
۷-اَریِتن و اَتیِتن دلی وا خو نتیتن(معنی:می رود
و می آید خوابش نمی برد)جواب:مَشک
۸-عجایب چیزکی دیدم جَوِندَک ٬ خوراکی
نعمت و بی آب زنده(معنی:عجایب جونده ای دیدم که غذا می خورد و بدون آب زنده
است)جواب:گاهک(شپش برنج)
۹-گای زرد لاغری ما اکُشیم تو ناخری(معنی:گاو زرد و
لاغر ما می کشیم شما نمی خورید)جواب:سوری(زنبور زرد)
۱۰-چِن چِن چِنَکِن نَه
آسمون مُعلَقِن گاهی حلال مطلقِن گاهی حرام مطلقِن(معنی:آن چیست که آویزان هست گاهی
حلال و گاهی حرام است)جواب:انگور
۱۱-یک بُرکه دو هو داخلیشن(معنی:یک منبع
دو جور آب دارد)جواب:تخم مرغ
۱۲-نَه دست ایشه نَه پا ایشه خبر از همه جا
ایشَه(معنی:دست و پا ندارد ولی از همه جا خبر دارد)جواب:رادیو
رفتن قبله دعا از مراسم قديمي است كه تاكنون در قشم حفظ گرديده و براي اهالي جنبه
تقدس پيدا كرده است. در سالهايي كه در قشم بهموقع باران نميبارد و آب بركهها و
چاهها تمام ميشود و در دشتها و صحراها، خشكي جاي سرسبزي و خرمي را فرا ميگيرد و
درختها زرد ميگردد و كشاورزان قادر به كشت و كار نيستند و حيوانات علوفه و آب
نمييابند و انسانها تشنه ميمانند، امام جماعت و پيشواي مذهبي جزیره قشم كه در عين
حال مردمانی با تقوي و پرهيزگار هستند، به تكاپو ميافتند و مقدمات رفتن مردم را به
اجراي مراسم “قبله دعا” فراهم ميسازد. اين مراسم براي طلب باران است.
طبق يك
رسم قديمي، همه ساله در جزيره قشم براي ريزش بهموقع باران و يا ريزش زودتر و بيشتر
باران، تعداد قابل توجهي گوسفند قرباني ميكنند و گوشت آنها را به صورت خورشت
درآورده و به همراه برنج بين مستمندان توزيع مينمايند.
مراسم در بيرون شهر صورت
ميگيرد و قبل از هر كاري اهالي به خواندن نماز ميايستند و سپس گوسفندها را ذبح
ميكنند، همزمان با فراهم كردن مراسم قرباني، آب انبارهاي خود را كه در محل به نام
بركه معروف است تخليه و تميز كرده و منتظر ريزش باران ميمانند.
آب تا كرا، فرزند زير پا!
اين ضربالمثل را درباره فردي ميگويند كه
در حال غرق شدن ميباشد و آب تا زير گلويش را گرفته است و فرزندي را كه در بغل يا به
دوش دارد رها ميكند.
...
- بگو با دار تا بشنود ديوار (به در بگو تا ديوار گوش كند).
- باران چه كند به ويرانه.
- تا كور تماشا اكن، عيش تمامند (تا كور تماشا كند عروسي به پايان ميرسد).
(هر گاه از آدم تنبل كاري بخواهند و تا او از جاي خود بلند شود آن وقت، كار از كار گذشته باشد، ضربالمثل بالا را به زبان ميآورند.)
- خيار از دو گرگه، پيدان، گندم از سروهوش.
يعني: خربزه وقتي دو برگ ميشود و گندم، از خوشهاش معلوم ميشود كه خوب است يا نه. اين ضربالمثل را وقتي ميگويند كه ميخواهند درباره آينده كودك يا چيزي صحبت كنند.
- دشتي چه ادن از حال كشتي!
يعني: كسي كه در دشت و بيابان بوده است چه اطلاعي از وضع كشتي و دريا دارد.
(اين مثال را درباره كسي ميگويند كه در يك كار تجربه نداشته و در آن كار دخالت ميكند.)
- درخت بگين و سايه طلب.
يعني: درخت را نگاه كن و سايه بطلب.
(هر گاه از شخصي كاري بخواهند و آن فرد قادر به انجام دادن آن نباشد اين مثل را گويند.)
- سايه به بن مي رود و دختر به مادر.
- مسجد نبسته، كورن نشسته!
يعني: هنوز مسجد را نساختهاند، كورها براي گدايي نشستهاند.
- هر كه شاه، ما رعيت!
- همه ماهها خطر دارد، ولي بدنامي صفر دارد.
- هر چه آدم بالاتر برود محكمتر به زمين ميخورد!
- هر جا كه ننن كچلن، بن پنن
يعني: هر جا كه نان هست كچلان منتظرند.
(اين مثل را، در هر كاري كه سود آن زياد باشد و مردم مرتباً به طرف آن بروند، ميگويند.)
- هر جا كه هاشن كچلن، فراشن!
يعني هر جا كه آسياب آرد است، كچلان، فراش ميباشند.
(در وقتي كه افراد ناخوانده خود را در هر كاري شريك ميسازند، گفته ميشود.)
- يك ماي خراب، صد ماي خوب، خراب اكن
يعني: يك ماهي خراب، صد ماهي خوب را خراب ميكند.
(هرگاه يك فرد فاسد جامعهاي را به فساد بكشاند، اين مثل را ميزنند.)
ترجمه :تو اگر دلت بخواد،از پستان بز نر هم شیر میگیری.
مواقع کاربرد :وخته وا یک نفر اگیم فلان کار به مه انجام ادی؟بعد اون طرف رو خو ترش بکت و بگه: مه ناتونم،سختن و ...
ضرب المثل دوم : وا گربه شوگو گو تو درمونن،گربه خاک بچک گو خو ارزه
ترجمه :به گربه گفتند مدفوعت خواص بسیار دارد،از ان پس گربه روی مدفوعش خاک میریزد.
مواقع کاربرد :وخته یک نفر ، یک کاره بلدن و کسه دگه ناتون انجام هاده و اون طرف به خاطه انجام یه کار ناز بکت.
ضرب المثل سوم : تو اگه لو خو بوگناری،جای دگه به صدا اته.
ترجمه : تو اگر جلوی دهانت را بگیری، جای دیگر از بدنت به صدا می اید.
مواقع کاربرد : وخته کسه گپ زیادی بزن.